الشيخ المنتظري

351

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

آرامش دهنده است . وقتى انسان از كارى خسته مىشود ، اگر يك چرت كوچكى بزند آرامش پيدا مىكند و خستگى از او بر طرف مىشود ; حالا حضرت مىفرمايد : آنجا چرت و خوابى وجود ندارد تا اين شخص به وسيله آن آرامش پيدا كند . « بين اطوار الموتات » اين شخص مرگ را پشت سر مرگ مىبيند . نه اين كه مرگ رنجها و تعبهاى زيادى دارد ، از اين رو حضرت تعبير به « اطوار الموتات » فرموده اند . « اطوار » جمع « طور » به معناى رنگارنگ است ، « اطوار الموتات » يعنى مرگهاى رنگارنگ ، او بين مرگهاى رنگارنگ است ، تعبهاى فراوانى او را احاطه مىكند به گونه اى كه پيوسته مىميرد و زنده مىشود ; « و عذاب السّاعات » او ميان ساعتهاى عذاب است ; يعنى لحظه لحظه هاى او عذاب است و لحظه خوشى براى او متصوّر نيست . « انّا بالله عائذون » ما از اين عذابها به خدا پناه مىبريم . اتمام حجّت و عبرت از گذشتگان « عِبَادَاللهِ ، اَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا ، وَعُلِّمُوا فَفَهِمُوا ، وَاُنْظِرُوا فَلَهَوْا ، وَسَلِمُوا فَنَسُوا ؟ » ( اى بندگان خدا ، كجا هستند كسانى كه در عمر خود از نعمت برخوردار بودند ، و تعليم يافتند و فهميدند ، و مهلت يافتند و در بازى و بيهودگى فرصت را از دست دادند ، و در تندرستى و رفاه بودند و فراموش كردند ؟ ) براى اتمامِ حجّت به همه بندگان خدا و عبرت گرفتن از گذشتگان فرموده است : « عباد الله » اى بندگان خدا « اين الّذين عمّروا فنعموا » چه شدند آن كسانى كه عمر زيادى به آنها داده شد و در نعمت هاى خدا غرق بودند ؟ همه آن باغ و راغ و خوش گذرانى ها تمام شد و از دست رفت ، همه آن نعمت ها از آنها گرفته شد ، همه آن خدم و حشم از آنها گرفته شد و مردند و در تنهايى به سر مىبرند . « و علّموا ففهموا » به وسيله انبيا و پيغمبران به آنها تعليم داده شد و آنها هم